ميرزا محمد حيدر دوغلات
62
تاريخ رشيدى ( فارسي )
و سه رودخانه عظيم آنجا جاريست . قمر الدين با سپاهش از دو رود گذشته در دره سيوم فرود آمدند و راهها را استوار گردانيدند . شاهزاده جهانگير ، لشكر عدوبند كشورگشاى را يساميشى كرده بر سر او راند و طنطنه صداى گورگه و نقاره در طاس گردون انداخته بهادران پيش رفتند و عقاب روح شكار تيزپر از آشيان كمان پرواز دادند و بعد از آنكه به زخم پيكان جانستان بنيه نيروى كامكار خويش در دل دشمنان بنشاندند و در مقابل ايشان فرود آمدند . سپاه قمر الدين را پيغام تير به خاطر نشسته بود ، چون شب درآمد ، مجموع رو به گريز نهادند . چنانچه هنگام صبح از لشكر جته كه عبارت از مغولستان است ، هيچكس آنجا نمانده بود . بهادران فتح آيين تكاميشى كرده بسيار از آن لشكر بىدين به قتل آوردند و چون خسرو و سپاه رايت ارتفاع برافراخت ، حضرت صاحبقران با باقى لشكر برسيد و امير سيد داود و حسين و اوچقرا بهادر را از پى ياغى « 1 » فرستاد . ايشان بر حسب فرمان به نشيب آب روان شدند و حسين در آب غرق شده ، شعله حياتش فرو نشست « 2 » و چون به ايل ياغى رسيدند ايشان را غارتيده مال و منال و چهار ( 29 پ ) پايان ايشان را بگرفتند و هزارهها كه ايل شدند كورن 162 كرده به سمرقند فرستادند و حضرت صاحبقران به قصد استقبال مخالفان تا موضع پاى تاق 163 [ عزيمت ] بفرمود و اميرزاده جهانگير را با فوجى از سپاه نصرت پناه « 3 » بفرستاد تا در طلب قمر الدين و دفع او سعى كنند و او را به دست آورند . شاهزاده با لشكر بر حسب فرمان روان شدند و هزاره « 4 » هاى جته را كه [ در ] موضع اوچ و فرمان 164 مقام داشتند بغارتيدند و قمر الدين « 5 » را در كوهستان يافته در پى كردند و از ايل و الوس رانده و بيرون كرده تمام مواضع و منازل او را بتاختند و از جمله خاتون امير شمس الدين ، تومان آغا و دختر او دلشاد آغا را بگرفتند . شاهزاده كسى فرستاد و آن را به حضرت صاحبقران رسانيد . آن حضرت مدت پنجاه و سه روز ، باز در آن مقام توقف اختيار فرموده بود . چون اين خبر بهجت افزاى به سامع عليه رسيد از آنجا كوچ كرده بالاى قراقسماق برآمد « 6 » و اميرزاده
--> ( 1 ) . نگ : دشمن . ( 2 ) . نگ : - شعله حياتش فرو نشست . ( 3 ) . نگ : - نصرتپناه . ( 4 ) . نب : هزار . ( 5 ) . نگ : شدند و سرزمين اوج و فرمان را ويران ساختند و قمر الدين . ( 6 ) . نگ : + و شادمانه منتظر بازگشت پسرش جهانگير شد .